گستره سوگواری برای فقدان یک رهبر کاریزماتیک | خانم دکتر معصومه آبانگاه استاد مدعو دانشگاه و پژوهشگر تاریخ اجتماعی
با مشاهده مراسم تشییع پیکر برخی رهبران کاریزماتیک یا فرهمند جهان از جمله آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنهای(ره)، رهبر و امام شهید ایران اسلامی و حضور بی سابقه میلیونها نفر از سراسر جهان در این مراسم و بازتاب جهانی آن که یادآور نوعی رستاخیز مردمیست، این سوال در ذهن متبادر میشود که چه عاملی موجب شده، برخی حتی بعد از رحلتشان هم کاریزما داشته و همچنان سکان رهبری پیروان و حتی مخالفانشان را در دست داشته باشند. جستار حاضر بر آن است که این فرایند را فارغ از تعلقات دینی و در چهارچوب روانشناختی اجتماعی تتبع نماید.
رهبری کاریزماتیک (Charismatic Leadership) یکی از قدرتمندترین و در عین حال پیچیدهترین الگوهای رهبری در جامعه شناسی و علوم مدیریت است. برخلاف حاکمیت سنتی که بر پایه جایگاه، رقابتهای انتخاباتی، سلسله مراتب یا قوانین سرزمینی استوار است، رهبری کاریزماتیک بر پایه جذابیتهای متنوع شخصی، قدرت نفوذ روانی و توانایی الهامبخشی بنا شده است.
رهبر کاریزماتیک فردی است که به مناسبت ویژگیهای شخصیتیاش، قدرت نفوذ در اذهان دیگران را یافته و آنها را برای حرکت به سمت یک هدف مشترک که عموماً فراتر از منافع فردی و کوتاهمدت است، مجذوب و بسیج می نماید. چنین رهبری فقط دستور نمیدهد، بلکه با ایجاد معنا و جهت، به پیروانش که آنها را نه فقط پیرو و مطیع بلکه بخشی از یک مسیر مهم و ارزشمند می داند، انگیزه میدهد.
آنها نیز با میل شخصی و نه اجبار و الزام و بر مبنای باورمندی درونی همراهش می شوند. در این مهم ترکیب چندین عنصر شاخص، «پیوند عاطفی»، «چشمانداز روشن»، «اعتماد به نفس حقیقی»، «توانایی تغییر پارادایم» و «اعتبار و جاذبه معنوی» موجب میشود که رهبر کاریزماتیک در روح و جان و ادراک افراد نفوذ کرده و آنها را هدایت کند؛
1ـ «پیوند عاطفی عمیق»، از ستونهای اصلی کاریزمای این رهبران است. آنها نیازها، نگرانیها و امیدهای افراد را می شناسند و بر پایه آن پیش می روند، لذا مخاطبانشان همواره حس می کنند که از سوی او دیده و درک شده اند. این ارتباط عمیق عاطفی باعث میشود رابطه رهبر و پیرو صرفاً رسمی یا وظیفهمحور نباشد، بلکه به شکل یک پیوند روحی، روانی و انگیزشی درآید که وفاداری و همراهی هر چه بیشتر آنان را تقویت میکند.
2ـ رهبر کاریزماتیک معمولاً به واسطه علم و دانشش، دارای «چشمانداز شفاف و دست یافتنی» است؛ یعنی تصویری روشن و قابلفهم و نه مبهم و تخیلی از آینده ارائه میدهد و توضیح میدهد «به کجا میرویم»، «چرا می رویم» و «چگونه باید برویم». این چشمانداز آنگاه که هم الهامبخش باشد و هم برای مردم قابل لمس و باورپذیر جلوه کند، اثرگذار می شود. از این رو وقتی پیروان، آیندهای جذاب و امیدوارکننده را در ذهن خود مجسم میکنند، سختیها و ابهامهای مسیر برایشان قابلتحملتر، تلاششان هدفمندتر و در مداومت بر راه، مصمم تر ظاهر میشوند.
رهبران کاریزماتیک در سطوح دینی، سیاسی و اجتماعی معمولاً در دورههایی پدیدار و شناخته میشوند که جامعه با بحران، آشفتگی یا دگرگونیهای عمیق روبهرو است. در چنین زمانهایی، مردم بیش از هر چیز به شخصیتی نیاز دارند که بتواند به وضعیت موجود معنا بدهد، امید ایجاد کند و آنان را به سوی هدفی مشترک هدایت نماید. این رهبران با ارائه چشم انداز شفاف و دست یافتنی، میتوانند تودههای گستردهای را با وجود تفاوتهای طبقاتی، نژادی یا مذهبی، حول یک ایده واحد، متحد کنند. از همین رو، نقش آنان تنها در هدایت مقطعی خلاصه نمیشود، بلکه میتواند به شکلگیری همبستگی اجتماعی و حرکتهای جمعی گسترده بیانجامد. افزون بر اینکه، رهبران کاریزماتیک با ترسیم یک چشمانداز روشن و امیدبخش، زمینه تحریک نوآوری و آینده نگری را فراهم کرده و به مردمان خود جرأت اندیشیدن به فراتر از محدودیتهای فعلی و بازآفرینی تواناییهای پنهان خویش در جهت خلق ایدههای تازه می دهند و آنها را از حالت صرفاً اجرایی و روزمرگی خارج می سازند.
3ـ «اعتماد به نفس حقیقی» و البته صد درصدی در یک رهبر کاریزماتیک که نه صرفاً به معنای اطمینان کلامی، بلکه به معنای آرامش و ثبات درونی در تصمیمگیری ها، بهویژه در شرایط بحرانی است، موجب می شود پیروان و عموم افرادی که در موقعیتهای مبهم و پرتنش، به دنبال نشانههایی از امنیت و ثبات هستند، جذب شده و در همراهی با رهبر کاریزماتیک شان در کنترل هیجان، قاطعیت و مدیریت بحران توفیق یابند. انتقال چنین حس اطمینانی به پیروان کمک می کند تا از طوفان حوادث مسیر، سهل تر عبور کنند. حال وقتی این اعتماد به نفس در نظر پیروان از اتصال رهبر به قدرت ایمان و نیروی مابعدالطبیعی نشأت بگیرد و یا از سیطره او بر علم و دانش صحیح ناشی شده باشد، تأثیرش مضاعف خواهد شد.
4ـ توانایی رهبران کاریزماتیک در «تغییر پارادایم ها» عنصر مهمی است که موجب می شود این افراد با به چالش کشیدن وضعیت موجود و زیر سؤال بردن چارچوبهای رایج فکری و اجتماعی، افق تازهای پیش روی جامعه قرار دهند. به این ترتیب، رهبری کاریزماتیک نه فقط به معنای مدیریت بحران، بلکه به معنای دگرگون ساختن نگاه مردم به آینده و تغییر دادن مسیر حرکت یک جامعه است. این رهبران میتوانند ارزشها، باورها و حتی انتظارات عمومی را متحول سازند و همین امر سبب میشود تأثیرشان گاه فراتر از یک دوره زمانی خاص باشد. ظلم ستیزی، ایستادگی در برابر تبعیض ها و سلطه گری از مهمترین پارادیم هایی است که رهبران کاریزماتیک اجتماعی برای آن موضع روشن دارند رهبر کاریزماتیک فقط یک مدیر یا صاحب مقام نیست او معمولاً نمایندهی یک آرمان بزرگ دیده میشود. وقتی این آرمان با مبارزه با ظلم و دفاع از مظلومان پیوند می خورد، سرمایه های انسانی متعدد و استعدادهای متنوع همدرد با هر عقیده ای مجذوبش می شوند تا جایی که حتی مخالفانشان و یا کسانی که به لحاظ فکری و عقیدتی با آنها همسو نیستند، تحسینشان کرده و در کمترین حالت این بعد از شخصیت آنها را تأیید می کنند.
5ـ «اعتبار و جاذبه معنوی» از عناصر مهم در ایجاد کاریزمای رهبریست که نوعی برتری اخلاقی و معنوی برای فرد ایجاد می کند اعتبار معنوی از این جهت که مردم رهبر را عمیقا فردی درستکار، پاکدامن، باایمان، آگاه بر ابعاد مختلف دین و شایسته هدایت بدانند. در این صورت است که این اعتبار باعث میشود سخنان او برای پیروان قابل اعتماد و اثرگذار باشد. جاذبه معنوی یک رهبر نیز به گونه ایست که در مردم از راه شناخت شخصیت، رفتار، گفتار و شیوه زندگی او برایشان کشش، احترام و دلبستگی ایجاد شود. این جاذبه معمولاً از یک نمایش ظاهری و اظهارات بیانی حاصل نمی شود، بلکه می بایست از اخلاص، آرامش و الگو زندگی او دریافت گردد در این صورت او را فراتر از یک مقام اداری و حکومتی می بینند و دلدادگان برایش جانفشانی می کنند و مخالفان برایش احترام قائل می شوند.
در مجموع این همافزایی هاست که کاریزمای یک رهبر را به نیرویی محرک در ایجاد انگیزش، بسیج و حرکت جمعی تبدیل میکند حال یک رهبر هر اندازه که جامعیت بیشتری داشته و گستره وسیع تری از این مولفه ها را شامل باشد، نفوذ و محبوبیت بیشتری می یابد. اگر این رهبر توسط همان جریان های ضد آرمانی مردم کشته شود، خشم و خروش آنها مضاعف شده و به یک حرکت جمعی فراملی تبدیل میشود تا جایی که نه تنها در میان پیروانش و مردمان جغرافیای فعالیتش، بلکه برای همه کسانی که در اقصی نقاط جهان، حداقل با یک بعد از کارزیمای شخصیت او پیوند برقرار کردهاند، به صورت یک نماد هویتی متجلی میشود، به گونه ای که وقتی از دنیا میرود، سوگواری و یا دست کم اندوهباری برای او گستره جغرافیایی وسیعی را در بر میگیرد و حتی کسانی که او را از نزدیک ندیدهاند، احساس میکنند شخصی را که برایشان نماد یک ایده، یک مبارزه، یک هویت جمعی، یک خواست تاریخی الهامبخش، امیدبخش یا دست کم یک تکیهگاه بوده است، از دست دادهاند، لذا با هر عقیده و ظاهر و پوششی وارد گستره سوگواری او شده و با خیل عظیم دلدادگانش همراهی میکنند.
از این روست که در تشییع پیکر رهبران کاریزماتیک دنیا نظیر ماهاتما گاندی(Mahatma Gandhi) رهبر آزادیخواه هند(م.1948م.)، نلسون ماندلا (Nelson Mandela)رهبر ضد آپارتاید و نژادپرستی آفریقای جنوبی(م.2013م.)، فیدل کاسترو (Fidel Castro)رهبر ضد استعماری کوبا (م.2016م.) و سید روح الله موسوی خمینی(ره) (1368ش.) طلایهدار مبارزه با سلطنت طلبی و شاه پرستی، هزاران و گاه میلیون ها نفر از سراسر دنیا مشارکت داشتند تا همزمان با بزرگداشت یاد و مقام این رهبران بزرگ، مخالفت خود را با هرگونه استعمارگری، استثمار و بردهداری، نژادپرستی، بیعدالتی، دیکتاتوری و سلطنت طلبی عیان کنند. موجی که در تیرماه 1405ش./ ژوییه 2026م. با تشییع ضد استکبارترین رهبر قرن بیست و یکم به اوج خود رسید و برگی از بی سابقه ترین رخدادهای تاریخی را رقم زد.
┄┅═══••✾••═══┅┄
✍دکتر معصومه آبانگاه؛
عضو هیأت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه خوارزمی
استاد مدعو دانشگاه مذاهب اسلامی
و همسر سردار شهید مهندس فرهاد ریحان صفت

نظر شما :